أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

475

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

هيچ كس را مكشيد و با كسى قتال مكنيد إلّا آنكس كه با شما قتال كند جماعتى از قريش در اسفل مكّه با بنى بكر مجتمع بودند خالد وليد بايشان رسيد با لشكرى قتال كردند خداى تعالى مسلمانان را نصرت داد و رسول خداى فرموده بود تا جماعت مستهزيان را بكشند و تنى چند را كه مرتدّ شده بودند از جملهء ايشان عبد اللّه بن سعد بن أبى سرح بود او بحمايت عثمان رفت عثمان وى را بياورد و در حقّ او شفاعت كرد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سر در پيش افكند آنگه گفت : كس نيست در ميان شما كه اين را بكشد سعد معاذ وى را بكشت و فرمود تا عبد اللّه بن أخطل را بكشتند كه مرتدّ شده بود و از مدينه بمكّه گريخته و دو زن مغنّيه را كه بهجاء رسول غنا كردندى و حويرث بن نفيل را ؛ و عبد اللّه بن أخطل را سعد بن حريث بكشت و از آن دو زن يكى را بكشتند و ديگرى بگريخت و حويرث را علىّ بن أبى طالب بكشت و فرموده بود كه عكرمهء أبو جهل را نيز بكشند او بيمن گريخت و زنش أمّ حكيم « 1 » ايمان آورد و از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى عكرمه شفاعت كرد و امان خواست و كس فرستاد تا بازآمد و اسلام آورد ؛ او را گفتند : سبب اسلام تو چه بود ؟ - گفت : چون بيمن رسيدم خواستم كه در دريا نشينم كشتئى پيش آوردند كشتيبان مرا گفت : اگر با خداى انباز ميكردى در كشتى من منشين كه اين كشتى جز موحّدان را بكنار نمىبرد اگر مشركى درين كشتى بنشيند غرق مىشود وى و ديگران در بلا افتند ، من در كشتى ننشستم بازگشتم و ايمان آوردم . رسول خداى در مكّه آمد و بر در خانهء كعبه باستاد و گفت : لا إله إلّا اللّه وحده

--> ( 1 ) - جزرى در أسد الغابه گفته : « أمّ حكيم بنت الحارث بن هشام القرشيّة المخزوميّة و أمّها فاطمة بنت الوليد أخت خالد و شهدت أحدا كافرة ثمّ أسلمت يوم الفتح ، كانت تحت ابن - عمّها عكرمة بن أبى جهل و لمّا أسلمت كان زوجها قد هرب الى اليمن فاستأمنت له من النبىّ صلّى اللّه عليه و سلّم و استأذنته فى أن تسير فى طلبه فأذن لها فردّته فأسلم و قتل عنها عكرمة فتزوّجها خالد بن سعيد فلمّا نزل المسلمون مرج الصفر عند دمشق أراد خالد أن يعرس بها فقالت : لو تأخّرت حتّى يهزم اللّه هذه الجموع ، فقال : انّ نفسى تحدّثنى أنّى أقتل ، قالت : فدونك ، فأعرس بها عند القنطرة الّتى بالصفر فبها سميت قنطرة أمّ حكيم و أو لم عليها ؛ فما فرغوا من الطعام حتّى تقدّمت الرّوم و قاتلوا و قتل خالد و قاتلت أمّ حكيم يومئذ فقتلت سبعة بعمود الفسطاط الّذى عرس بها خالد فيه ؛ أخرجها الثلاثة » .